بنده به اينجا منتقل شدم باشد كه بتركونندي!
new-hichi.blogspot.com
بنده به اينجا منتقل شدم باشد كه بتركونندي!
new-hichi.blogspot.com
بيخيال!امروز با استادم كلي بحث كردم!ميگفت بنظر من ساختن پالايشگاه توي مثلا اردبيل كه نفت نداره كاره خوبيه!يه سري مشغول ميشن!باعث كار ميشه!منم گفتم قربونت بشم سركار خانم استاد!!!اين براي شماست كه توي دولتي و كلي پول نفت داري!وگرنه توي زماني كه تمام دنيا دعوا دارن كه قيمت توليد رو بيارن پايين و قيمت تموم شده كم بشه تا بتونن رقابت كنن ساخت 2100كيلومتر لوله براي انتقال نفت به اردبيل و ساخت پالايشگاه منطقي نيست و دور از ذهنه!يكي از بچه ها گفت استاد تورو خدا نگيد استاد!الان كه همه چي توي اين خوزستانه توليدو پالايش و... وضع ما اينه و همون 1درصد در آمد نفت رو كه تصويب شده نميدن!چه برسه به اون موقع كه نفت و ببرن و ديگه هيچ!به فنا رفتن ميمونه!چهره ي استاد محترم به حالتي بود كه انگار توهين به مقدسات كرديم!نميدونم وال!
دیشب کولر روشن کردم سرما خوردم!هی باید یه دستمال کاغذی به بینیم باشه!خدا لعنت کنه!
فعلا
پس از نوشت:الان كلاس مكانيك خاكم تموم شد!استاد ميگه توي اين 2جلسه فقط خاك بازي بوده از جلسات بعدي خاك باهتون بازي ميكنه!اين انصافه؟
خيلي وقته اينجا تعطيل شده تقريبا يع 63روزي!!!آخرين بار شهاب نوشت منم ديگه در قيد وبندش نبودم!63روز يعني يه عمر!بجان خودم!ميگيد نه؟توي اين 63روز خيلي چيزا پيش اومد خيلي اتفاقات تلخ و شيرين افتاد!تولد امام رضا پارسال 8/8/88بود ديشب داشتم تقويم رو ورق ميزدم ديدم واي كه عين برق گذشت!توي اين 63روز چند تايي به تعداد موهاي سفيدم اضافه شد!همين!!
من نميدونم چرا نميتونم از اين هيچي دل بكنم!البته من فكر ميكنم نميتونم از هيچي از گذشته دل بكنم!هيمشه همراهمه!اين هيچي هم يه تيكه از گذشته اس!
حالا يه دستمال گردگيري ورداشتم دارم خاك غباري كه نشسته جمع ميكنم!واه واه واه چقدر خاك نشسته!
فعلا!
سينا
پ.ن:آهنگ تهي رو دانلود كردم!خوشمان آمد!!!خوراك پارتي و ددر جمع بتركونه!اما فعلا من تهيم از اينا!پس اين آهنگو گوش ميكنم و فكر ميكنم به زمان بهتر و ددر و پارتي!فكرش كه بد نيست!
یادم نیست آخرین بار کی اومدم اینجا مطالب رو خوندم (نوشتن که بخوره تو سرم). اما امروز از بیکاری مفرط سر کاربعد از اینکه دیدم تمام ایمیلامو خوندم. فیس بوکم زیاد خبری نیست. داشتم تو ای گوگل بازی می کردم یوهو گفتم برم ببینم بروبچ چه می کنن. اومدم دیدم هیچ کاری نمی کنن. سینا که تخته کرده و بلاگ رو تار عنکبوت بسته. بلاگ ماندانا از اون بدتر. بدتر از همه آبتین که آخرین پستش مال تبریک سال نو بود. فقط سپیده و چند نفر دیگه چند خط نوشته بودن. همین.من همیشه وقت نداشتم مطالبی رو که رفقا تو بلاگشون می نویسن رو بخونم. همش دلم می خواست بیام بخونمشون. حالا که من وقت دارم شماها نمی نویسین؟؟؟؟ ای باباااااااا
خلاصه که حوصله ام سر رفته. یکی دو تا سایت معرفی کنه وقت من بگذره!!!! :(((((
از اینکه صفحه ی وبلاگ رو باز کردم و نشون داد 4روز از آخرین آپ میگذره حسابی شرمنده و خجل شدم!باور کنین!!!من وقتی با شهاب اینجا رو راه انداختم فقط بخاطر سرگرمی بود اما بعد برای من مهم شد خیلی مهم!اگه روزی آپ نمیکردم عذاب وجدان میگرفتم!وشب خوابم نمیبرد.اون موقع آمار رسید به روزی 60-70نفر.بعد من تعطیل کردم و دوباره راه انداختم اما مثل قبل نشد!یه چیزی هست که من بهش اعتقاد دارم اونم اینه ما ایرانی ها ایده داریم و یه کاری رو شروع میکنیم اما نمیتونیم کار رو ادامه بدیم و به روز کنیم!حداقل من که اینطوریم و نمونه های زیادی دارم برای این حرف!حالا من هم کفگیرم به ته دیگ خورده!ایده ایی ندارم که بخوام ادامه بدم!اگه هم باشه کپی کاری از کاره دیگرانه که جالب نمیشه!نمیدونم حس میکنم مثل قطبی شدم!!وقتی از ایران رفت برای همه امپراطور بود!وقتی برگشت حالا به هر دلیلی دیگه سرباز صفر لژیون هم نبود!(من چقدر خودمو تحویل گرفتم و کی رو با کی مقایسه میکنم!)جو گرفته دیگه!!!
حالا من باید یه ریزه ریکاوری بکنم فکرمو متمرکز کنم.اینم بگم تو دلم نمونه این مزخرف ترین تابستونی که داشتم!هرروز ساعت 7بیدار میشم ساعت 1شب میخوابم!خدا لعنت کنه!
فعلا
سینا
من اگه خدا بودم، اینترنت رو قطع میکردم مردم یه ذره زندگی کنند.
من اگه خدا بودم ده نمکی رو کمی ملیح تر می آفریدم.
من اگه خدا بودم زیر بغل آدما مو نمیکاشتم.
من اگه خدا بودم هم،عاشق " تو" می شدم. اینجوری هم
خانوما دوباره دوستم داشتن، هم آقایون!!!!!
( کف و سوت ملت... )
من اگه خدا بودم تو دهن این دولت میزدم!
من اگه خدا بودم پیامبر نمیفرستادم، مرد بودم، خودم میاومدم پایین!
من اگه خدا بودم مامانم و میبردم مکه.
اگه من خدا بودم ، به ابراهیم میگفتم به جای این که خونه ام رو تو صحرای عربستان بسازه ، بره یه جایی تو سواحل هاوایی بسازه.
من اگه خدا بودم يك كمي مهربونتر بودم!
من اگه خدا بودم، زمستونا انقدر گدا نبودم.
من اگه خدا بودم سر یه سیب اینقدر ... بازی در نمیاوردم!
من اگه خدا بودم سیگار رو عامل اصلی سرطان قرار نمی دادم.
من اگه خدا بودم، یعنی زندگیای داشتیدا، زندگی.
من اگه خدا بودم وقتش و بیشتر میکردم
من اگه خدا بودم دعاهای ملت رو "Mark all as read" میکردم.
من اگه خدا بودم حتما یه جایی، تو یه آیه ای، سوره ای، چیزی ، میگفتم قبل از آفرینش ِ آدمیزاد داشتم چه کار میکردم.
من اگه خدا بودم به موسی میگفتم بزنه دهن چوپانه رو سرویس کنه ، آخه این چه طرز حرف زدن با ساحت مقدس ماست؟
من اگه خدا بودم یادم نمی رفت که خودم گفتم"ان مع العسری یسری"
من اگه خدا بودم دستور می دادم ملائک هر روز جلوم اسپانیایی برقصن
من اگه خدا بودم، تأکیدم به «عاشقی» بود، نه ترس و تقوا.
من اگه خدا بودم جهنم رو خراب ميكردم، ميدادم سر بهشت، اينجوري ديگه مردم براي رفتن به بهشت اينقدر جرم و جنايت نميكردن!
من اگه خدا بودم برای تماس با من لازم نبود عربی حرف بزنید.
من اگه خدا بودم کار به اینجاها نمیکشید
من اگه خدا بودم یه تجدیدنظری توی آفرینش شیربرنج و شریعتمداری می کردم!!
من اگه خدا بودم،حداقل بهم بر ميخورد.
من اگه خدا بودم،همچین چوب تو ...ــتون میکردم که بفهمین نمیتونین جای
من باشین !
.
من اگه خدا بودم ، بازم می شِستم یه گوشه ی دنج ، موهای تو رو شونه می
کردم
من اگه خدا بودم به هیچکدومتون نمی گفتم یه وقت تابلو نشه.
من اگه خدا بودم کتاب نمیفرستادم، فیلمشو میذاشتم رو YouTube.
من اگه خدا بودم یه بار RESET می کردم؛ زندگیِ خیلیا هَنگ کرده...
من اگه خدا بودم به جای فرستادن 124 هزارتا پیامبر یه اکانت توئیتر می ساختم
من اگه خدا بودم، همتونو خدا میکردم. به خدا.
من اگه خدا بودم، اوضاع هیچ فرقی نمیکرد!
باز هم یکی مثلِ تو میشد دلیلِ گریههایِ یکی مثلِ من.
من اگه خدا بودم اصحاب کهف رو الان بیدار میکردم تا از دیدن این همه پیشرفت بشر گوزپیچ شن! (Error! Filename not specified.)
من اگه خدا بودم، یکشنبهها؛ از صبح تا ظهر در عرشِ کبریایی بساطِ شهیار قنبری و فرهاد بود. ظهر تا شب ابی و محسن نامجو. شب هم صدای احمدشاملو و خسروشکیبایی.
من اگه خدا بودم سریعا یه تکذیبیه بابت خلقت علم الهدی صادر می کردم
من اگه خدا بودم، اصلا رازدار نبودم، يه آبرويي از بندههام ميبردم كه نگو و نپرس!
من اگه خدا بودم با احساسات آدمها انقدر بازی نمیکردم...
من اگه خدا بودم، به نظر شیطان (به عنوان یکی از فرشته های خوبم) احترام میذاشتم.
من اگه خدا بودم بازم باید سانتافه میداشتم تا بگی بعله؟
من اگه خدا بودم همون سیستم قدیمی چندخدایی رو دوباره راه می انداختم.اونوقت اینجوری مجبور نبودم یه نفری همه ی مسئولیت رو قبول کنم!
من اگه خدا بودم ، امر میکردم به نوح که:
"ای نوح! همانا لازم نیست از سوسک و موش و خرچسانه نیز جفتهایی در
کشتی قرار دهی ، مگر نمیدانی ما چندشمان میشود از این جک و جونورها....هان؟"
من اگه خدا بودم این سوال که پدر و مادرم کی ان ، فکرمو خیلی مشغول میکرد.
من اگه خدا بودم هیچ لوبیای بااحتیاطخوابوندهشدهلایدستمالهایخیس ای بدون جوونه نمیموند، به خاطر نگاه امیدوار بچههای پشت لیوان.
من اگه خدا بودم این پیرمرده الان تو سطل آشغال دنبال یه تیکه نون نمیگشت..
من اگه خدا بودم تکلیف رو معلوم میکردم این همه بلوا سر گندم بود یا سیب...
من اگه خدا بودم بسم بود این همه آدم...
منم اگه خدا بودم، اين آدرس ايميلم بود:
god@gmail.com
من اگه خدا بودم تو دهن همه تون فلفل میریختم خاله زنک/دایی مردک ها
من اگه خدا بودم ايران رو تو اروپا ميآفريدم، حوالي اسپانيا و ايتاليا!
من اگه خدا بودم اینقدر با شیطون سر آدم ها شرط بندی نمی کردم که همش ببازم!
من اگه خدا بودم یه مدیر برنامه و دو-سه تا مشاور استخدام میکردم.
من اگه خدا بودم، سالها پیش خودمو بازنشست میکردم.
من اگه خدا بودم ، ان دماغ رو یه جای در دسترس تر می ذاشتم که تو دستت رو تا بصل النحاع نکنی تو دماغت.
من اگه خدا بودم تو اسم انتخاب کردن برای فرشته هام یه ذره دقت و سلیقه به خرج میدادم.
من اگر خدا بودم تو کتابم به چشمهات قسم میخوردم.
من اگه خدا بودم ماهی یه میلیون و پونصد به هر کدوم از بنده هام میدادم، همینجوری، برن حال کنن.
من اگه خدا بودم جای این قیلترچی ها گاو می آفریدم بلکه مفید باشند
من اگه خدا بودم خیلی شکر میکردم که خدام..
آخه بنده ها خیلی بدبختن..
من اگه خدا بودم سرمو می ذاشتم پایین می مردم با این وضعیتی که به وجود آوردم
من اگه خدا بودم، اینقدر هوای دو نفره رو به رخ تک نفره ها نمیکشیدم !
من اگه خدا بودم نیمه گمشده هیچ کسی گمشده نبود..!
من اگر خدا بودم هیچ کس رو مثل خودم تنها نمیذاشتم!
من اگه خدا بودم ؛ اول یاد میگرفتم گ و پ و چ و ژ را تلفظ کنم ، بعد کتاب میدادم بیرون !
من اگه خدا بودم، وقتی میدیدم دارن آدمای بیگناهو میبرن بالای چوبهی دار همینجوری برّ و بر نگاه نمیکردم؛ میرفتم سریع نیروی جاذبهی زمین رو از کار میانداختم.
من اگه خدا بودم هر چند وقت یکبار نشست عمومی برگزار میکردم و از مردم برای کارهای خودم نظرسنجی میکردم!
من اگه خدا بودم سنسور بویایی آدم رو طوری تنظیم میکردم که آدم خودش بوی خودشو بفهمه که یه نفر نیاد بگه چه بویی میدی حموم نمیری؟!
من اگه خدا بودم اول این همه راننده خفن خانوم تو جاده رو می دیدم بعد حکم مردسالارانه میدادم!
خجالت نداره که ، من اگه خدا بودم ، راست حسینی میگفتم سر ماجرای مریم چه اتفاقی افتاد.
من اگه خدا بودم وقتی بنده مو سرویس میکردم دیگه توقع شکر گزاری ازش نداشتم!
من اگه خدا بودم، محمدرضا شجريان رو به عنوان يكي از معجزاتم و عزت الله انتظامي رو هم به عنوان نماينده تامالاختيارم در زمين معرفي ميكردم.
من اگه خدا بودم عادت ماهانه رو میکردم عادت سالانه.
من اگه خدا بودم، جرات داشتم بیام پائین و جواب اینهمه بچه که تو خیابونا آدامس می فروشن رو بدم، که به چه گناهی؟
و...
شما اگه خدا بودین چیکار می کردین؟
من اگه خدا بودم از خجالت اين گندي كه تو آفرينش به با آوردم خودمو ميكشتم
حالا من
من اگه خدا بودم بارسلونا رو میکردم تیم ملی جهان!همه تعظیم کنن
من اگه خدا بودم برای تمام ملت هاله ی نور میذاشتم که حیوانات بهش افتخار نکنن!!
من اگه خدا بودم بجای گرد و غبار چیز برگر مخصوص و با نوشابه مشکی زیرو میفرستادم(شاید هم پپرونی!!)
من اگه خدا بودم توی دهن استکبار جهانی و نوچه هاش میزدم که دست از سرمون ورداره!!داریم زندگی میکنیم!!
من اگه خدا بودم کلا اینترنت و جمع میکردم راحت!!دیگه هی لنگر قایق های عربی نمیخورد قطع شه و باعث زحمت بنده هام برای ف*ی*ل*ت*ر هم نمیشدم!
اگه خدا بودم اس ام اس و رایگان میکردم!
اگه خدا بودم زندگی خودمو میکردم چه کار دارم بنده هام دم به دقیقه چه کار میکنن!!!
اگه خدا بودم یه وردست میگرفتم!که کارامو بکنه (برنج بپزه چای درست کنه بره نون بگیره پروژه هام رو راستو ریس کنه! جای من هم امتحان بده!!!)
من اگه خدا بودم برای تنوع میرفتم نیس تعطیلات
من اگه خدا بودم تعرفه ی شکرو مواد غذایی رو میبردم بالا قاچاق چی های اونا رو هم میفرستادم کار اجباری توی معدن تا دفعه بعد قانون های خداشون رو انجام بدن!
اگه خدا بودم سگ خور یه کارخونه سیگار میزدم تا سالی خدا میلیارد دلار ارز از کشور خارج نشه!نره توی جیب بعضی ها!!
اگه خدا بودم محاصره ی غزه رو کن فن یکن میکردم که سوژه ی تی وی تموم شه یه ذره تکون بدن خودشون رو برنامه بسازن
اگه خدا بودم به فارسی وان یه بیست با صد آفرین میدادم که با 11کارمند صدا سیما رو فرستاد قاطی باغالی ها!!
اگه خدا بودم دهن استاد سخت گیر ها رو گلبارون میکردم که دفعه دیگه یه ذره آسون بگیرن!نمره هم بدن!
من اگه خدا بودم یه فکری به حال محصول های چینی میکردم که یا کارخونه اصلی هارو تعطیل میکردم یا کارخونه چینی ها رو اصلی میکردم که اینقدر زحمت و مشقت برای کپی کاری نکشن!!
اگه خدا بودم یه ذره چشای چینی ها رو باز تر می آفردیم که یه ذره دنیا رو نگاه کنن بفهمن حضرت ما کجا زندگی میکنه اینقدر محصولاتشون رو تو پاچمون نکنن!!
اگه خدا بودم یه ریزه سهمیه سوخت جهنم رو کم میکردم میدادم به نیروگاه ها برق تولید کنن که دولت توی سال همت مضاعف 2روز 2روز تعطیل نکنه!
اگه خدا بودم 1000لیتر بنزین بدون کارت میدادم میگفتم برید تابستون سفر با کولر!!!صفا سیتی(کف و سوت ملت!!!)
اگه خدا بودم هر گونه نسبت با بعضی مدعی ها تکذیب میکردم!! مدعی رابطه با با ماست!!!عمرا اسبم رو هم نمیدم ببنده!!
اگه خدا بودم میگفتم میمون اینقدر حرف نزن!
اگه خدا بودم 100درصد غنی سازی میکردم تا این همه بحث الکی و وقت تلف کنی سره حق مسلم حضرت ما نشه!!
خلاصه اگه خدا بودم یه نظمی ایجاد میکردم!و هر کی رو سره کار خودش میزاشتم!مثلا نمیذاشتم یک شکر وارد کنه میلیون تنی!! یکی توی حلبی آباد جون بده از زوره گشنگی!
اگه خدا بودم به بچه فال فروشه یه بستنی میدادم توی این گرما جیگرش حال بیاد
اگه خدا بودم خرید گل پشت چراغ قرمز رو اجباری میکردم که ساعت 12شب یه بچه توی خیابون برای پر کردن شکمش التماس نکنه!!!
اگه خدا بودم یه جواب که 63درصد کو؟پیدا میکردم!
اگه خدا بودم بجای گاز فلفل و اشک آور گازه خنده آور میزدم!شاد شن ملت!
اگه خدا بودم میگفتم خدا لعنت کنه عجب غلطی کردم خدا شدم!نخواستیم!!
من یه اشتباهی کردم موهام رو زدم!از ته!!یعنی الان کچلم!!!البته این کارو 2هته پیش(تقریبا) کردم که برای منی که تا حالا توی عمرم کچل نکرده بودم یه تجربه ی کاملا متفاوته!!بعد هم هی هر کی کچل کرده رو مسخره کردم حالا باید فراری باشم!!!
این مترو دیدین یه سری از واگن هاش کولر نداره عجب سونایی هستش؟امروز(دیروز!!)رفتم بازار موبایل توی خیابون حافظ از گرما سوختم!!!من 2برابر همه هم عرق میکنم دیروز شر شر از آب میچکید!خدا باعث و بانیش و لعنت کند!!
پ.ن:آمین!
پ.ن:دمه آلمان گرم!!!
پ.ن:به امید قهرمانی اسپانیا!و آقای گلی نفسه من داوید ویا!!
سینا
خواب هستم و خواب میبینم و در همان حال میدانم که هیچکدام از اتفاقاتی که درگیرش شدهام واقعی نیستند و میدانم که فیلمنامهی این رؤیا را خودم جایی در کوچه پسکوچههای ضمیر ناخودآگاهم نوشتهام اما نمیدانم کی و چهطور اینکار را کردهام... آخرین سکانس این رؤیا چنان غیرمنتظره تمام میشود که از شدت هیجان بیدار میشوم. هنوز تا طلوع خورشید و شروع روز خیلی مانده، دوباره دراز میکشم و یکبار دیگر خوابی را که دیدهام با تمام جزئیاتش مرور میکنم به این امید که در حافظهام باقی بماند...
***
حکایت نخنمای اول- پسرک با دیدن من از روی پله بلند شد و به گوشهی پیراهنم چسبید و رگبار جملاتش را بدون اینکه منتظر جواب بماند به سمت من شلیک کرد «عمو یه جوراب میخری؟ یه جوراب بخر، نمیخری؟ یه پولی میدی ناهار بخورم؟ میدی؟ نمیدی؟ دو روزه هیچی نخوردم، گشنمه، نمیدی؟ میدی؟» چه جور آدمی میتواند از برابر پسربچهای که ادعا میکند دو روز است غذا نخورده بیتفاوت بگذرد؟ قبل از اینکه کیف پولم را باز کنم پرسیدم «مگه همین دیروز از من پول نگرفتی که ناهار بخوری؟!» من یک دروغگو هستم! یک هفته بود که پسرک را ندیده بودم. «آها! دیروز ناهار خوردم اما از اون وقت تا حالا هیچی نخوردم... یه پولی میدی ناهار بخورم؟» داستان پسرک با اینکه نخنما و تکراری بود هنوز اثر داشت. «پول بهت نمیدم اما دارم میرم یه ساندویچ بخورم اگه دوست داری تو هم بیا با هم ناهار بخوریم...»
حکایت نخنمای دوم- سر و وضع این یکی مرتب است، شلوار پارچهای به پا دارد و پیراهن تمیزی پوشیده که پائینش را توی شلوار کرده و رویش کمربند محکمی بسته است. یک کیف سامسونت کهنه به دست چپ دارد و با دست راست توی هوا دنبال دست من میگردد... با تردید به قیافهاش نگاه میکنم مبادا آشنایی باشد که از یاد بردهام. چشمهایش نمناک است انگار همین الان از خواب بیدار شده و رنگ لبهایش به سیاه میزند... سلام میکند، «شرمندم آقا... نمیدونم چی بگم، چهجوری بگم که فکر بد نکنین... دانشجو هستم، صب از ورامین اومدم، کار داشتم، پولم تموم شده... میشه... میشه خواهش کنم یه کمکی بکنین تا برگردم ورامین؟» نمیدانستم که چکار باید بکنم، میپرسم «با چقدر میرسی ورامین؟» جواب میدهد که با دو سه هزار تومان خواهد رسید. مطمئن نیستم که این پول صرف رسیدن به مقصد بشود. دوباره نگاهی به چشمهای نمناک و لبهای سیاهش میاندازم، احتمالاً دروغ میگوید، حتماً دروغ میگوید! چرا هرکسی صبح از ورامین میآید عصر پول برگشتن ندارد؟ چرا همه همین بهانه را میآورند؟... اما اگر راست گفته باشد، اگر کلی با خودش کلنجار رفته باشد تا غرورش را زیرپا بگذارد و از من کمک بخواهد... آنوقت چه؟ داستانش مستعمل و تکراری اما هنوز مؤثر بود.
حکایت نخنمای سوم- «مستر سام علیکم، حالتون خوبه؟»
«بله آقا؟!»
«مستر، سلام سلامتی میاره، گود مورنی!»
«علیک سلام آقا، حالا چرا به من میگی مستر؟!)
«آخه دیدم کلاه سرته تیپت خارجی میزنه گفتم باهات فرنگی اختلاط کنم!»
«آها، تبریک میگم خیلی سلیس انگلیسی حرف میزنی»
«آره مستر، صبح اومدم تهرون کار داشتم اما یهو پولم تموم شد، میتونی یه کمکی بکنی برم...»
«ورامین! میدونم، میخوای بری ورامین»
«نه مستر، میخوام برم بروجرد...»
داستانش نخنما بود اما بخاطر تسلطی که به زبان انگلیسی داشت ترجیح دادم رویش را زمین نیندازم «... اُکی، با چقدر کارت راه میافته؟»
حکایت نخنمای چهارم- با راه رفتن در پیادهرو حرکت موتورسوارها را مختل کرده بودم و داشتم پیدرپی جاخالی میدادم که پژوی 206 مشکی رنگی کمی جلوتر از من ایستاد و دختر جوانی شیشه را پائین کشید و رو به من چیزی گفت که نشنیدم، به خیال اینکه دنبال نشانی جایی میگردد از جوی آب گذشتم و نزدیک اتومبیل رفتم «سلام آقا، ما - به راننده اشاره کرد که دختری همسن و سال خودش بود- از کرج اومدیم که نتیجهی آزمایشهای مادرمون رو بگیریم اما صورتحسابش زیاد شد و پونزده تومن کم آوردیم. حالا یا باید برگردیم کرج و پول بیاریم که خیلی دیر میشه و آزمایشگاه میبنده، یا از شما کمک بگیریم و...» تمام موجودی کیف پولم سه تا پنج هزارتومانی بود. چطور میتوانستم بگویم که ندارم و نمیدهم! شاید واقعاً مادر بیماری در کرج منتظر نتیجهی آزمایش نشسته باشد و... پول را که دادم دختری که پشت فرمان نشسته بود نگذاشت تا خواهرش تشکر کند، گاز داد و رفتند.
پ.ن:امتحانا شکر خدا تموم شد اما بدلیل نبود پایه ددر نرفتم تاحالا تا بعد چی میشه!
پ.ن:یه زمانی چقدر کوه میرفتیم ها یادش بخیر!!همیشه این موقع منتظر زنگ یا اس ام اس شهاب(این آقاهه که اسمش هست خودش نیست!!!) که بالاخره کجا فیکس شده!!!!زمان زود میگذره خیلی زود انگار 100سال گذشته!
سینا
سلام!!!
الان نامه ي ترم تابستون رو گرفتم و من چقدر خوشحالم!!!!!!!!(افعال معكوس و براي انرژي گرفتن!!)
من از تمام دوستام تا حالا پرسيدم ميخوام از شما هم بپرسم شايد بفهمم كه من اشتباه ميكنم!!!
نظر شما در مورد خياباني گزارشگره فوتبال چيه؟
منو ميگين اولا حساب ميكردم 1ساعت بعدش كاهش داشتم نيم ساعت تا الان كه رسيده به 10ثانيه!!!از آقاي ضرغامي خواهش دارم فقط 10ثانيه نه بيشتر اين برادر خياباني رو بدين دست من تا خفش كنم بعد پوستشو بكنم بعد شكمشو پر كاه كنم و بزارمش دروازه دولت!!!اين كار باعث ميشه موج شادي و سرور در مملكت ايجاد بشه و كلا همچي آرومه من چقدر خوشحالم!!!بجانه هاله نورش!!!!!
همه هم باهام موافق بودن تا بحال!!!!و از الان فرم پر كردن كه در اين 10ثانيه شريك شن!!!!
پ.ن:آرژانتين اگه آلمانو بزنه ميره فينال مثل اينكه جذابيت هاي مارادونا خيلي فيفا رو گرفته چون جاده دارن براش صاف ميكنن در حد بنز!!!
من ميگم فينال اسپانيا آرژانتين!!!(اگه آلمان رو بزنه ها!!!)شما چطور؟
سينا
هنوز دارم امتحان ميدم!!اينو اول گفتم خودتون تا آخر خطو بخونيد چه حسي دارم!
نميدونم اخبار رو چقدر دنبال ميكنيد اما اخيرا تحولاتي داره ايجاد ميشه كه در نهايت به نفع ما(مردم)هستش.
اگه شنيده باشين شوراي انقلاب فرهنگي اساسنامه دانشگاه آزاد رو عوض كرد تا بتونه اعمال نفوذ كنه توي هيات رئيسه ي دانشگاه آزاد و دكتر جاسبي رو بركنار كنند.و اين دانشگاه بزرگ كه داراي سرمايه ي 250هزار ميلياردي هستش و چند ميليون دانشجو داره رو زير نظر خودش ميگيره.
اما 2روز پيش مجلس طي يك قانون جنجالي و پر سرو صدا اجازه ي وقف دانشگاه رو داد و بكلي قانون وضع شده توسط شوراي انقلاب فرهنگي رو بي اعتبار كرد.از طرفي دانشگاه آزاد براي اعتراض به قانون وضع شده براي اين دانشگاه شكايتي تنظيم كرده بود كه توسط قاضي مردود اعلام شده بود.
ديروز رئيس قوه ي قضاييه آيت ا... لاريجاني طي دستوري راي قاضي رو با اختيار خودش لغو و دستور پيگيري داد.
طرفداران دولت بشدت از اين اقدامات عصباني و ناراحت هستن و اين ناراحتي رو ميشه توي روزنامه ي كيهان و امثالهم ديد.
من فكر ميكنم برادران لاريجاني با تائيد بالا دست به چنين كاري زدن تا جلوي چهار نعل رفتن تندروها رو بگيرن و يك موازنه ايجا كنن چون در نبود جناح اصلاح طلب كه فعلا مغضوب هستن فقط يك جناح بود آنهم طرفداران دولت با اين اقدامات متوجه ميشيم كه جناح ميانه رويي از اصول گرايان براي ايجاد موازنه پاي در ميدان گذاشتن ميخوان كشور در دست اين گروه تندرو نباشه چون اين گروه تا بحال با كارهاي خود ضرر زيادي وارد كردن و دارن سعي ميكنن كه مملكت رو قبضه كنن و جناح ميانه رو از اينكارا ناراحت و عصبانيه اما بدليل تائيد از بالا تاحالا كاري نكردن و سكوت كردن.اين ميتونه اين خلا رو كه از عدم حضور اصلاح طلب ها در جامعه هست رو پر كنه.
سينا
ديشب نخوابيدم براي امتحانه امروز فردا هم دوباره امتحان دارم چرا نميرن بميرن!!!؟(امتحانا!)
خوابم مياد گشنمه امروز هم گند زدم!امتحان تا حالا نديده بودم 210دقيقه
همين تا فردا