باورم نمی شه چون الان که دارم این مطلب رو راجع به ندا اقا سلطان دختری که ۲ روز پیش بدست نیروی پست فطرت بسیج کشته شد می نویسم و هم زمان اهنگ گوش میدم با شروع نوشتن مدیا پلیر کامپیوتر که رو شافل (رندوم) تنظیم شده این اهنگ رو میخونه.

خوابیدی بدون لالایی و قصه    بگیر اسوده بخواب بی دردو غصه     دیگه کابوس زمستون نمی بینی     توی خواب گلای حسرت نمی چینی          دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه        جای سیلیای باد روش نمی مونه       دیگه بیدار نمی شی با نگرونی        یا با تردید که بری یا که بمونی

رفتی و ادمکهارو جا گذاشتی     قانون جنگل و زیر پا گذاشتی     اینجا قهرن سینه ها با مهربونی         تو تو جنگل نمی تونستی بمونی     دلتو بردی با خود به جای دیگه       اونجا که خدا برات لالایی میگه میدونم می بینمت یه روز دوباره      توی دنیایی که ادمک نداره

خدا بیامرزدت و امیدوارم که خونت پایمال نشه و بتونیم به مقصود و هدفت برسیم. اول از همه بگم که فردا ۲ تیر ۸۸ خیابون کارگر(امیر اباد) ساعت ۴ راهپیمایی و مراسم سوم این خواهرمونه. امیدوارم دیگه کشته نداشته باشیم و همه شرکت کنیم.

از اینجا به بعد نامه ی خواهر ندا (حنا ) به خواهرش و همین طوری شعری که در وصف اون مرحومه گفته شده و نحوه ی شهید شدنش رو براتون میذارم شاید مایه ی شادی روح اون مرحومه بشه.

 
 
 
ديروز در سايت بالاترين مطلبي نوشتم با عنوان "فردا روز بزرگيه.شايد فردا كشته شوم". آمدم كه بگويم زنده ام ولي خواهرم كشته شد... آمدم بگويم كه خواهرم در دستان پدر مرد.... آمدم بگويم كه خواهرم آرزوهايي بزرگ داشت...آمدم بگويم كه خواهرم كه كشته شد سرش به تنش مي ارزيد... كه مثل من دوست داشت روزي موهايش را به دست باد بسپارد ..... كه مثل من "فروغ" ميخواند و دلش ميخواست آزاد زندگي كند و برابر .... و دلش ميخواست سرش را بالا بگيرد و بگويد:" ايرانيم".... و دلش ميخواست روزي عاشق مردي شود كه موهاي آشفته دارد ...و دلش ميخواست دختري داشته باشد كه گيسوانش را ببافد و برايش در گهواره لالايي بخواند....
خواهرم مرد از بس كه جان ندارد.... خواهرم مرد از بس كه ظلم پاياني ندارد.... خواهرم مرد از بس كه زندگي را دوست داشت.... و خواهرم مرد از بس كه مردم را عاشقانه دوست داشت.
خواهرم عزيزم كاش وقت رفتن چشمانت را ميبستي...آخر آخرين نگاهت جانم را ميسوزاند.... خواهركم بخواب.آخرين خوابت شيرين...
+ نوشته شده در يكشنبه سي و يكم خرداد 1388ساعت 0:48 توسط حنا
 
بخواب اي خواهر نازم ندايم
 كه روح پاك تو گردد صدايم
ندا دادي تو ما را با صداقت
قسم بر آن نگاه بي گناهت
كه رايت را بگيريم از سياهي
كه همره ما نگرديم با تباهي
كه همواره به ظالم ما بتازيم
كه دائم جاودان راهت بسازيم
بخواب اي خواهرم آرام آرام
بخواب اي نو شكفته اي دلارام
شهيد راه پاكي ها تو بودي
مبارز با تباهي ها تو بودي
تو كه هرگز نبودي خاك و خاشاك
چرا افتاده اي اينگونه در خاك؟
ندايم اي نداي سرزمينم
صداي جاودان اين زمينم
صداي تو شود داد دليران
نداي تو شود فرياد ايران
 


ندا آقا سلطان، ۲۷ ساله‌، دانشجوی فلسفه که در جریان اعتراضات مردمی شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ (۲۰ ژوئن) در امیر آباد تهران، به ضرب گلوله نیروهای شبه نظامی (بسیج) کشته شد.انتشار فیلم کوتاهی از کشته‌شدن وی بازتاب‌های فراوانی در رسانه‌های جهان بدنبال داشت.

پیکر ندا صالحی محرمانه به خاک سپرده شد

رژيم، پيكر ندا را به خانوادهاش به شرطى تحويل داد كه آنها سريع و محرمانه او را در بهشت زهرا به خاك بسپارند. خانواده ندا او را در بهشت زهرا به خاك سپرده و مراسم ختم وى که قرار بود روز اول تير ساعت5 تا شش و نيم بعدازظهر در مسجد نيلوفر واقع در خيابان بندرعباس در تهران برگزار شود به نقل از "آزاد تبریز" با تماسی از طرف مسجد لغو شده است. "آزاد تبریز" گفت: "گفته می شود به تمامی مساجد تهران دستور داده شده است که اجازه برگزاری مراسم ندا صالحی آقا سلطانی را ندارند". گفتنی است که ندا صالحی ساعت 7:20 دقیقه سی خرداد 1388 در خیابان کارگر، تقاطع خسروی و شهید صالحی توسط ماموران حکومتی به ضرب گلوله شهید شد. وى به همراه استاد دانشگاهش در ‌رشته فلسفه و چند تن از هم کلاسى هايش در تظاهرات شرکت كرده بود. دو تن از ماموران لباس شخصى قلب ندا را با کلت کمرى هدف قرار دادند و وى در دستان استادش بهشهادت رسید. مردم تهران روز گذشته، نام خيابان ”امير آباد“ را به خيابان ”ندا“ تغيير داده و شعار مىدادند. روز عاشورا و اينجا کربلاست - ما همه در خون و اسم ما «ندا» است.

 فیلم شهادت

روحش شاد.