همه چیز در موزه حیات وحش دارآباد خوب بود به غیر از سر و صدای بچه ریزه هایی که از طرف مدرسه آمده بودند. قسمت مربوط به پروانه ها عالی بود. درست لنگه ی همان پروانه ایی که پاپیون روی سینه اش خالکوبی کرده بود را به نمایش گذاشته بودند. یک پروانه ی آبی رنگ غولپیکر که نمونه اش را در بک گراند کامپیوترم گذاشته ام. یکبار از یک نقاش خواستم برایم یک پروانه بکشد که نمی دانم چرا هیچوقت برایم نکشید. نمی دانم، شاید بلد نبود. هر کسی نمی تواند یک پروانه آبی رنگ زیبا را نقاشی کند. آدم باید احساسش خالص باشد تا بتواند یک پروانه آبی رنگ زیبا را به تصویر بکشد. در میان حشرات پروانه ها را خیلی دوست دارم. در میان پرندگان قو را دوست دارم. در گروه پستانداران زنها را دوست دارم و در میان خزندگان مارهای قطور را دوست دارم. چقدر دلم می خواهد یک آناکوندای عظیم الجثه ی زنده را از نزدیک ببینم. به عقیده من مار هر چه کلفتتر باشد هیجان انگیزتر است.

بعد از دارآباد به سینما رفتیم. مرد بزرگی که هامون را ساخته با آخرین فیلمش شما را سرخورده و ناامید میکند زیرا بی شباهت به یک آمبورژوای پیر یا یک بیلبورد تبلیغاتی که رویش آرم شهرداری تهران حک شده نیست. در روایت اول فیلم نمی دانم چرا مهرجویی اینقدر با عینک" همه چیز آرومه من چقدر خوشحالم" طهران را نگاه میکند. آیا واقعا این فیلم قصد داشت بگوید تهران جایی برای پیران است نه جوانان؟ اگر چنین است پسندیده است که در اینجا بگویم در طرز بیان، گند زده.

راههای گذران وقت و تفریح کردن در شهر بزرگی چون تهران چه می تواند باشد؟

1-     کافه رفتن: کافیست بیش از یکساعت در کافه بمانی تا آنقدر بیایند میزت را تمیز کنند و بپرسند چیز دیگری می خواهی یا نه که مجبور بشوی آنجا را ترک کنی.

2-     سینما: 4000 تومان به انضمام چند هزار تومان برای خرید بلیط و خوراکی پرداخت میکنی تا 2 ساعت وقتت را روی یک صندلی تاشو در سالنی سپری کنی که اواسط فیلم حوصله ات سر برود و انگشت وسطت را به جد و آباد خودت نشان بدهی که چرا آمده ای سینما.

3-     پارک: بعد از نیم ساعت نشستن در پارک مختصات تمام درختان و سطلهای زباله و منحنی سینوسی حرکت گربه ها و کلاغها را حفظ می شوی و کم کم احساس یک پیرمرد بازنشسته ایی را پیدا میکنی که چند وقت دیگر کارش تمام است.

4-     موزه ها: جایی مثل دارآباد پر می شود از بچه مدرسه هایی که از مینی بوس پیاده می شوند و مثل کلونی مورچگانی که صدای ونگ ونگ و جیغ جیغ از آنها ساطع می شود وارد موزه می شوند. علاوه بر آنها، آنجا پر از دخترکان دبیرستانی تازه به بلوغ رسیده ایست که از طرف مدرسه برای بازدید آمده اند و کل سالن پر شده از بوی خامی و ضُحم دخترکان تازه به بلوغ رسیده. این بو برایم غیر قابل تحمل است. کم مانده بود روی یک گوره خر تاکسیدرمی شده بالا بیاورم.

5-     خارج از شهر: برای بیرون رفتن از شهر باید کلی اُغل منقل با خودت راه بیاندازی که آدمهایی مثل من آدمش نیستند.

6-     گالری نقاشی، عکس یا چیزهای دیگر: خوب است اما مگر چقدر وقتت را پر میکند؟!

7-     کوه رفتن: برو بابا حوصله داری...

8-     مطالعه: این کار برای آخر شبهاست.

البته کارهای دیگری مثل سر چهار راه ایستادن، دختر بازی کردن، علافی کردن، با ماشین بالا پایین کردن هم وجود دارد که آدم خودش را می خواهد. شما لطف کنید نحوه سپری کردن تعطیلات آخر هفته تان در کامنتها بنویسید شاید به درد خورد.

پ.ن:این مطلب رو از وبلاگه کافه چی برداشتم خوشم اومد!!!

سلام! احواله شما؟خوبو خوشو سلامتین؟

من الان یه حسه گناه دارم با خودم ;i چرا بی توجهی کردم به هیچی و شما دوستان که همیشه میاید سر میزنید!گناه غیر قابل بخشش!!

خوب کلا این روزا بهترین روزای منه!!حالا من یه حاج خانوم دارم!(بقول آشنا که بلاگ زده جدیدا)و تیمم هم(بارسای دوست داشتنیه من!)شنبه رئال رو تو زمینه خودش ترکوند!!

مطلبه قابله عرضی نیست و منم پیچوندم اومدم اینجا دارم مینویسم!!کلا میخوام آپ کنم اما دنباله یه موضوع خوب میگردم!و الان ندارم که بنویسم!!

پ.ن:من 2روز پیش مصدوم شدم در حده تیم ملی!!!نزدیک بود به .... برم!(نقطه چین برای حدسه شما گذاشتم اگه فکر بد کردین به من مربوط نیست ذهنتون مسمومه!!)

فعلا!!

سینا

سلام

یه لحظه فکر کنید که یه کوله پشتی حمل میکنین میخوام بندهای کوله پشتی رو روی شونه هاتون حس کنید ممکنه؟میخوام اون رو با تمام چیزهایی که تو زندگیتون دارید پر کنید از چیزای کوچیک مثل وسایل روی قفسه و تو کشو ها شروع کنید.... حالا ماشین وخونتون.... سعی کنید راه برید سخته مگه نه؟این کاریه که ما هرروز با خودمون میکنیم... ما اونقدر خودمون رو زیر بار سنگین قرار میدیم که دیگه نتونیم راه بریم.اشتباه نکنید حرکت کردن زندگی کردنه!!.... .

حالا میخوام اون کوله پشتی رو بندازین تو آتیش.... حالا تصور کنین که فردا صبح پا میشید و هیچ چیزی ندارین...یه جورایی فرحبخشه نه؟

حالا کوله پشتی جدیدتون رو این بار با آدما پرکنین.از آشناهای دور شروع کنین دوستای دوستاتون تا کسایی که محرم اسرارتون هستن.فامیل فراموش نشه عمه ها خاله ها عمو ها دایی ها و عمه زاده ها و....بالاخره با دوست دختر یا پسرتون....سنگینی کوله پشتی رو حس میکنید....اشتباه نکنید روابط شما سنگین ترین اجزای زندگی شما شما هستن.چرا کوله رو زمین نیمزارید؟بعضی حیوانات یه جورایی همدیگرو حمل میکنن مثل ستاره های دریایی و قو های ونوگاموس.ما اونجور نیستیم...هر چی آهسته تر حرکت کنیم سریعتر میمیریم... ما قو نیستیم کوسه هستیم!

این داستانه منه داستانه شما!ما پرواز میکنیم ونه برای رسیدن به مقصد نه برای مقصد بلکه در جسته جوی مقصد!جسته جویی که که شاید خودمون هم از اون آگاه نیستیم!من و شما بلا تکلیفیم!

نه  دربندم نه آزادم نه آن ليلا ترين مجنون نه شيرينم نه فرهادم نه از آتش نه از سنگم نه از رومم نه از زنگم فقط مثل تو غمگينم فقط مثل تو دلتنگم چه غمگينم چه تنهايم نه پنهانم نه پيدايم نه آرامي به شب دارم نه اميدي به فردايم چه اميدي . چه فردايي چه پنهاني . چه پيدايي اگر خوشحال اگر غمگين چه فرقي داره تنهايي ؟؟

نویسندش رو هنوز نمیدونم کیه!هر کی هست خوشمان آمد ازش!!جور کردن کلمات که یه معنی خوب بده هنره که من ندارم!پس تحسینش میکنم!

سینا!

سلام

این چند روزه که من نبودم خیلی چیزا اتفاق افتاد شاید قسمت خوبه زندگی بود!کی میدونه!روی خوشش!

تعطیلات تموم شد و من همیشه از آخر تعطیلات بدم میاد!بشدت!کاش تموم نمیشد!چون تازه آدم داره به شرایط تعطیلات عید عادت میکنه که تموم میشه!من میگم تعطیلات تابستون رو بچسبونن به عید یعنی بشه 4ماه تعطیلی باقیش دیگه هیچ تعطیلی نباشه!این بهترین کاره!

دیشب داشتم با یکی از دوستان صحبت میکردم حرف کشید به ماه تولد یه لحظه فکر کردم من چرا هیچی از ماه تولدم نمیدونم؟ها چرا؟امروز رفتم چندتا سرچ کردم توی سایت های متفاوت که در مورده منه مردادی بود!

ویژگی‌ها و خصوصیات‌ کلی‌ متولدین‌ مرداد ماه‌
دست‌ و دلباز، سخاوتمند، بلند نظر، مهربان‌، رئوف‌ و دلسوز
خلاق‌، مشتاق‌ و پر شور و شوق‌
روشنفکر، فهمیده‌، حراف‌، گرم‌، سرحال‌ و گشاده‌رو
صدیق‌، باوفا، قابل‌ اعتماد، با وجدان‌، اصیل‌ و با محبت‌

جنبه‌ منفی‌ شخصیت‌ متولدین‌ «مرداد ماه‌»:
متکبر، خودبین‌، خودپسند و ضعیف‌ نواز
مستبد، ریاست‌ طلب‌ و فضول‌
متعصب‌، کم‌ تحمل‌، خودکامه‌ و ناشکیبا

جنبه منفیه این مردادی ها که منم هستم خیلی بهم میخوره!انگار منو گذاشتن از روی من نوشتن! من مستبد ریاست طلب و فضولم کم تحمل و خود کامه و ناشکیبام!!

این متن کاملی هستش که پیدا کردم ببنید من میخورم؟چون بعضی چیزا رو خوده آدم نمیتونه نظر بده!

شما هم بگید چه ماهی هستین و چه خصوصیتی داره این ماه شما!

پ.ن:تمام کامنت هارو جواب دادم درسته با تاخیره اما چه کنیم دیگه بخونید جواب هارو اگه نظره دیگه داشتین بگین!

پ.ن:دوستان فروردینی رو نگاه کردم یه 6صفحه ای در موردشون گفته!مای گاد!

متولدین‌ مرداد ماه‌ سلطه‌ جوترین‌، مقتدرترین‌، خلاق‌ترین‌ و به‌ طور خود انگیخته‌برون‌ گراترین‌ و سرزنده‌ترین‌ شخصیت‌ را در منطقه‌ البروج‌ دارا هستند. آنها در میان‌انسانها بلند همت‌ترین‌، گشاده‌ دست‌ترین‌، با نفوذترین‌ محسوب‌ می‌شوند، درست‌مثل‌ شیر که‌ سلطان‌ جنگل‌ است‌. آنها جاه‌ طلب‌، شجاع‌، متهور، سلطه‌جو، با اراده‌قوی‌، مثبت‌، مستقل‌ و با اعتماد به‌ نفس‌ هستند، در حقیقت‌ در قاموس‌ آنها لغتی‌ به‌ نام‌شک‌ و تردید وجود ندارد و بسیار خویشتن‌ دار هستند. آنها ذاتا رهبر آفریده‌ شده‌اند وبرای‌ رسیدن‌ به‌ بهترین‌ها از هیچ‌ کوششی‌ فرو گذار نمی‌کنند. هنگامی‌ که‌ در موقعیتی‌قرار می‌گیرند که‌ باید دستور دهند و حکم‌ برانند، بی‌اندازه‌ خوشحال‌ و مثمرثمرمی‌شوند و نسبت‌ به‌ زیر دستانشان‌ مؤدب‌، با ملاحظه‌ و صادق‌ هستند. آنها افرادی‌بی‌پیرایه‌ و ساده‌ هستند و دقیقا می‌دانند چه‌ می‌خواهند و تمام‌ انرژی‌، خلاقیت‌ واراده‌ خود را به‌ کار می‌گیرند تا به‌ آن‌ برسند. البته‌ اطمینان‌ دارند که‌ به‌ هر چه‌می‌خواهند می‌رسند. آنها به‌ طرف‌ مقابل‌ خود می‌فهمانند که‌ با یک‌ شیر طرفند.متولدین‌ مرداد ماه‌ در هر زمینه‌ای‌ ابتدا خوب‌ فکر می‌کنند و جوانب‌ آن‌ را می‌سنجند،سپس‌ با دل‌ و جرأت‌ به‌ اجرای‌ نقشه‌هایشان‌ می‌پردازند و گاهی‌ کمال‌ گرایی‌ آنهاپیروانشان‌ را مرعوب‌ می‌کند. سنگدلی‌، بی‌رحمی‌، خشونت‌ و توانایی‌ آنها برای‌پیشروی‌ گاهی‌ اطرافیانشان‌ را می‌ترسانند. اگر با شکست‌ مواجه‌ شوند، به‌ راحتی‌ آن‌را می‌پذیرند و در ناملایمات‌ و سختی‌ها خود را نمی‌بازند. البته‌ آنها از توانایی‌ها وقدرتشان‌ در راههای‌ مثبت‌ و پر فایده‌ بهره‌ می‌گیرند و شدیدا کمال‌ جو و خیر هستند.آنها از استعدادی‌ بالا برخوردارند و به‌ شدت‌ فلسفی‌ و مذهبی‌ هستند. متولدین‌ مردادماه‌ را به‌ عنوان‌ شیرهای‌ صنایع‌ و در صف‌ مقدم‌ و پیشگام‌ تکنولوژی‌ محسوب‌می‌کنند.

البته‌ در میان‌ متولدین‌ مرداد ماه‌، افرادی‌ مشاهده‌ شده‌ که‌ شدیدا متکبر، خودپسند،خودرأی‌، عجول‌، شتابزده‌ و اهل‌ پز دادن‌ هستند. آنها هنگامی‌ که‌ با رقیبی‌ مواجه‌می‌شوند، از هر گونه‌ کلک‌، دروغ‌ و حیله‌گری‌ استفاده‌ می‌کنند تا او را از میدان‌ به‌ درنمایند و در حقیقت‌ او را بدنام‌ کنند. آنها می‌توانند خودمحور، خودخواه‌، حریص‌،طماع‌، چاپلوس‌، چاخان‌، فخر فروش‌، خودنما، گنده‌گو، لاف‌ زن‌، متکبر، سلطه‌ جو،خودپسند و افاده‌ای‌ باشند و تحمل‌ ندارند که‌ تحقیر شوند و کارهای‌ پست‌ را کسرشأن‌ خود می‌دانند و گهگاهی‌ به‌ زیر دستان‌ خود با دیده‌ تحقیر می‌نگرند. آنها برای‌اجرای‌ طرح‌های‌ بلند پروازانه‌، پر زرق‌ و برق‌، خودنمایانه‌ و عظیم‌ تمام‌ جزییات‌ رادر نظر می‌گیرند. آنها به‌ هیچ‌ وجه‌ حاضر نیستند قرض‌ دهند یا قرض‌ بگیرند، مگر آن‌که‌ شرایط آن‌ را ایجاب‌ نماید. آنها عشق‌ شدیدی‌ به‌ رفاه‌، تجمل‌، تفنن‌ و قدرت‌ دارندو در روابط احساسی‌ و عاطفی‌ افراطی‌ عمل‌ می‌کنند، تا حدی‌ که‌ گاهی‌ اوقات‌ هیچ‌کس‌ حاضر نیست‌ آنها را به‌ عنوان‌ دوست‌ یا خویشاوند تلقی‌ کند. آنها گاهی‌ اوقات‌آن‌ چنان‌ شتابزده‌ و غیرقابل‌ کنترل‌ می‌شوند که‌ حقیقتا مهارشان‌ غیرقابل‌ ممکن‌می‌شود. ولی‌ خوشبختانه‌ آنقدر مغرورند که‌ معمولا قبل‌ از سقوط و تباهی‌ به‌ خودمی‌آیند. آنها افرادی‌ منضبط، مرتب‌ و دقیق‌ هستند و معمولا عیوب‌، عادات‌ بد و نقطه‌ضعف‌ هایشان‌ اندک‌ به‌ شمار می‌آیند. در حقیقت‌ آنها توسط یک‌ خرد و دانش‌ درونی‌هدایت‌ می‌شوند و به‌ حالت‌ تعادل‌ در می‌آیند.

در زمینه‌ کاری‌، آنها در هر شغلی‌ که‌ احتمال‌ ارتقاء و پیشرفت‌ وجود داشته‌ باشد،موفقند. آنها سیاستمدارانی‌ قدرتمند از آب‌ در می‌آیند و مایلند که‌ از موقعیتی‌ قوی‌برخوردار باشند. در زمینه‌ تجارت‌ می‌توانند در صدر قرار گیرند و مدیران‌، ناظران‌ وسازمان‌ دهنده‌های‌ فوق‌ العاده‌ای‌ محسوب‌ می‌شوند و اغلب‌ مقدمات‌ کار را برای‌پروژه‌های‌ جدید مطرح‌ می‌کنند. اگر هم‌ در مقام‌ صنعتگر یا کارگر فنی‌ در جامعه‌مشغول‌ به‌ کار باشند، همیشه‌ خواهان‌ رئیس‌ شدن‌ هستند، چون‌ کارهای‌ یدی‌ رادوست‌ ندارند و ترجیح‌ می‌دهند که‌ آن‌ را به‌ عهده‌ دیگران‌ بگذارند، زیرا ذاتا بلندپرواز و جاه‌ طلب‌ زاده‌ شده‌اند. در زمینه‌ هنر، آنها می‌توانند ستاره‌های‌ صحنه‌ یا پرده‌نمایش‌ شوند. در زمینه‌ موسیقی‌ می‌توانند به‌ عنوان‌ رهبر ارکستر، موسیقی‌ دانان‌ بزرگ‌و نقاشانی‌ مطرح‌ شوند. در کل‌ تمام‌ کارها و القاب‌ پر زرق‌ و برق‌ و بزرگ‌ برایشان‌جالب‌ است‌. زنهای‌ متولد مرداد ماه‌ به‌ طرز خارق‌ العاده‌ای‌ در خدمات‌ بهزیستی‌،رفاهی‌ و اجتماعی‌ خوب‌ انجام‌ وظیفه‌ می‌کنند.

متولدین‌ مرداد ماه‌ در روابط و مناسباتشان‌ با دیگران‌ باز، بی‌پرده‌، صادق‌، بی‌غل‌ وغش‌، بی‌ریا، شریف‌، اصیل‌، ساده‌ دل‌، خوش‌ بین‌، برون‌ گرا، اجتماعی‌، خونگرم‌،خوش‌ خیال‌، خودجوش‌، مهربان‌، رئوف‌، دلسوز، رک‌، بی‌رو دربایستی‌ و صریح‌هستند و هرگز در محبت‌ کردن‌ کم‌ نمی‌آورند. ولی‌ اگر از بابت‌ اشخاصی‌ که‌ به‌ آنهااعتماد دارند، مأیوس‌ شوند، حقیقتا سرخورده‌ و پریشان‌ می‌شوند. آنها نمی‌توانند به‌راحتی‌ روی‌ اطرافیانشان‌ قضاوت‌ کنند و اعتقاد و ایمانی‌ بیش‌ از حد و افراطی‌ به‌پیروانشان‌ دارند. آنها به‌ سرعت‌ علاقه‌مند می‌شوند ولی‌ متأسفانه‌ وفاداری‌ برایشان‌کاری‌ دشوار است‌. ممکن‌ است‌ با این‌ حال‌ اگر عشق‌ و علاقه‌ به‌ همسر در آنها به‌ طول‌بینجامد، صادق‌، بلندنظر و بخشنده‌ می‌شوند. به‌ جرأت‌ می‌توان‌ گفت‌ آنها خواستارخدمتگزاری‌ و کمک‌ هستند ولی‌ در ارایه‌ آن‌ ناتوانند.

بیماری‌ها و مشکلات‌ احتمالی‌ متولدین‌ «مرداد ماه‌»:
صورت‌ فلکی‌ اسد بر کمر، ساعدها، مچ‌ دست‌، ستون‌ فقرات‌ و قلب‌ حکومت‌ می‌کند.در نتیجه‌ متولدین‌ مرداد ماه‌ در معرض‌ ابتلاء به‌ بیماری‌ها و ناخوشی‌های‌ متعدد و بی‌شماری‌ هستند، مثل‌: کمردرد، ناراحتی‌ و عفونت‌ ریه‌، دردهای‌ مربوط به‌ ستون‌ فقرات‌و تیره‌ پشت‌، مشکلات‌ قلبی‌ و خونی‌، درد در پهلوها و دنده‌ها، تشنج‌، تب‌های‌ شدیدو در قدیم‌ آنها بیشتر به‌ طاعون‌، یرقان‌ و برخی‌ عفونت‌های‌ چشمی‌ و بیماری‌های‌ همه‌گیر مبتلا می‌شدند.

علاقمندیها: کارهای‌ مخاطره‌آمیز و خطرناک‌، زندگی‌ پر ریخت‌ و پاش‌، مراسم‌ ومهمانی‌های‌ باشکوه‌، بچه‌ها، نمایش‌ و تئاتر.

بیزاریها: انجام‌ کارهای‌ یکنواخت‌ و خالی‌ از هیجان‌ و عادی‌، افراد خودخواه‌، کینه‌توز و تنگ‌ نظر، خست‌ و ناخن‌ خشکی‌، امور رذیلانه‌ و حقیر.


مشکلات‌ احتمالی‌ که‌ ممکن‌ است‌ سر راهشان‌ به‌ وجود بیایند و شیوه‌صحیح‌ برخورد با آنها:
مشکل‌: هنگامی‌ که‌ اوضاع‌ بر وفق‌ مرادتان‌ پیش‌ نمی‌رود، با دیگران‌ بد رفتاری‌می‌کنید. این‌ نوع‌ واکنش‌ دلیل‌ اصلی‌ تمام‌ اختلافات‌ و ناسازگاری‌های‌ مربوط به‌زندگی‌ مشترک‌ شما محسوب‌ می‌شود.
راه‌ حل‌: شما نباید هرگز تصور کنید که‌ به‌ تمام‌ توقعات‌ و خواسته‌های‌ خود می‌رسیدو تمام‌ انرژی‌ و قوای‌ خود را در جهت‌ رسیدن‌ به‌ آنها بکار ببندید، در عوض‌ بهترست‌در حد توانایی‌ خودتان‌ و با رعایت‌ اعتدال‌ در جهت‌ خواسته‌ها و تمایلاتتان‌ پیش‌بروید. با پیروی‌ از این‌ قاعده‌ در می‌یابید که‌ خانه‌ای‌ آرام‌، شاد و در صلح‌ و صفاخواهید داشت‌ و اختلافاتتان‌ به‌ حداقل‌ می‌رسند.
مشکل‌: گاهی‌ اوقات‌ متأسفانه‌ شما بزرگترین‌ دشمن‌ خودتان‌ می‌شوید، به‌ خصوص‌وقتی‌ که‌ در تلاش‌ برای‌ جلب‌ توجه‌ و تحت‌ تأثیر قرار دادن‌ دیگران‌ هستید، به‌ این‌ترتیب‌ آنها نه‌ تنها جذبتان‌ نمی‌شوند، بلکه‌ از شما روی‌ بر می‌گردانند.
راه‌ حل‌: اولین‌ اقدام‌ متوقف‌ ساختن‌ سعی‌ و تلاش‌ زیاد برای‌ جلب‌ توجه‌ است‌، بهتراست‌ به‌ مردم‌ فرصت‌ بدهید که‌ شما را بشناسند. ابتدا باید دریابید چه‌ چیزهایی‌ شمارا تحت‌ تأثیر قرار می‌دهد، تا بتوانید راحت‌تر دیگران‌ را تحت‌ تأثیر قرار دهید.
مشکل‌: گاهی‌ اوق‌ آن‌ چنان‌ خودخواه‌، خودبین‌، لاف‌ زن‌، خودپرست‌ می‌شوید ومنم‌ منم‌ می‌زنید که‌ اطرافیانتان‌ احساس‌ کوچکی‌ و حقارت‌ می‌کنند. بنابراین‌ از شمادوری‌ می‌گزینند.
راه‌ حل‌: یک‌ مردادی‌ روشنفکر ذاتا برای‌ خود ارزش‌ زیادی‌ قایل‌ است‌ و خود راشخص‌ بزرگ‌ و مهمی‌ می‌پندارد، اگر این‌ حالت‌ از کنترل‌ خارج‌ شود و به‌ افراطکشیده‌ شود، موجبات‌ نفرت‌ و بیزا را فراهم‌ می‌آورد. پس‌ بهتر است‌ یاد بگیرید که‌به‌ افراد بالا دست‌ و مهمتر از خودتان‌ نیز بها دهید تا به‌ شما بها دهند.
مشکل‌: از آنجایی‌ که‌ به‌ کرات‌ در معاملات‌ ریسک‌ می‌کنید و غیر عاقلانه‌ پول‌ هدرمی‌دهید، به‌ خانواده‌تان‌ ضرر می‌زنید و رفاه‌ و آسایش‌ آنها را نیز به‌ خطر می‌اندازید.
راه‌ حل‌: لازم‌ است‌ که‌ قبل‌ از هر گونه‌ سرمایه‌گذای‌ خوب‌ تحقیق‌ کنید و جوانب‌ کاررا بسنجید و قبل‌ از آن‌ که‌ حتی‌ یک‌ ریال‌ خرج‌ نمایید، با همسرتان‌ مشورت‌ و تبادل‌نظر کنید تا او هم‌ به‌ مشکلات‌ احتمالی‌ آن‌ آگاه‌ شود.

سیاره‌ حاکم‌ بر شما «خورشید» است‌.
خورشید منبع‌ انرژی‌ و حیات‌ روی‌ کره‌ زمین‌ محسوب‌ می‌شود و حدود 150 میلیون‌کیلومتر دورتر از ما قرار دارد. خورشید حدود 300000 مرتبه‌ سنگین‌تر از زمین‌است‌ و اطراف‌ محور خود را در حدود 27 روز طی‌ می‌کند.

حقایق‌ جالب‌ و شگفت‌ انگیز دیگری‌ راجع‌ به‌ ماه‌ تولد شما (مرداد):
شیرهای‌ نر شکارگران‌ خوبی‌ به‌ شمار نمی‌آیند، در حقیقت‌ این‌ وظیفه‌ اصلی‌ شیرهای‌ماده‌ محسوب‌ می‌شود. نرها طعمه‌ خود را به‌ سمت‌ مخفی‌گاههای‌ خود هدایت‌می‌کنند و قبل‌ از ماده‌ها به‌ خوردن‌ سهم‌ خود مشغول‌ می‌شوند. شکار شب‌ها یا درمواقع‌ سردتر روز رخ‌ می‌دهد و ساعات‌ گرم‌ به‌ استراحت‌ در سایه‌ اختصاص‌ داده‌می‌شود. یال‌ فقط پشت‌ شیرهای‌ نر رشد می‌کند که‌ این‌ امر می‌تواند به‌ 5 سال‌ نیز به‌طول‌ بیانجامد.

رنگ‌ انتخابی‌، خوش‌ یمن‌ و محبوب‌ متولدین‌ مرداد ماه‌ «طلایی‌» است‌.

سنگ‌ خوش‌ یمن‌ برای‌ متولدین‌ مرداد ماه‌ یاقوت‌ قرمز سیر است‌، که‌ به‌ عنوان‌سنگی‌ اشرافی‌ و با شکوه‌ شناخته‌ شده‌ است‌. این‌ سنگ‌ می‌تواند در مواقع‌ برخورد،درگیری‌، نزاع‌، مناقشه‌ و کشمکش‌ موفقیت‌ را از آن‌ متولدین‌ مرداد ماه‌ سازد. این‌سنگ‌ ملاطفت‌ و ملایمت‌ را افزایش‌ داده‌ و از خشونت‌ ممانعت‌ به‌ عمل‌ می‌آورد. این‌سنگ‌ بهترین‌ محافظ و سپر بلا برای‌ آنها محسوب‌ می‌شود و آنها را از آسیب‌ها وگزندهای‌ احتمالی‌ جسمانی‌ به‌ دور نگه‌ می‌دارد. در نهایت‌ شخص‌ را به‌ سعادت‌ وخوشبختی‌ می‌رساند.

نام‌ چند تن‌ از افراد مشهور و سرشناس‌ که‌ در ماه‌ مرداد متولد شده‌اند:
ناپلئون‌ بناپارت‌ (25 مرداد 1769)
جورج‌ برنارد شاو (5 مرداد 1856)
مائو (27 مرداد 1893)

خوب الان ساعت 12:40حوصله ندارم خوابم میاد و دوست دارم برم بخوابم.خیلی خستم خیلی!!! خسته ی راه!عصری ماشینو بردم کارواش توی تهران سر که الهی دستم میشکست و نمیبردم برگشتنی ماشین وسط اتوبان ماشین خاموش شد یک صحنه ی وحشتناکی بود ترمز غیر فعال شد فرمون قفل کرد واقعا جای مزخرفی هم بود وسط اتوبان.با یه جون کندن خودمو رسوندم به کنار جاده هر کاری کردم ماشین روشن نشد زنگ زدم به امداد خودرو بعد از سه ساعت اومد و منم به یه ماموت یخزده تبدیل شده بودم بر اثر سرما!عمو امداد خودرو شروع کرد به کار معلوم شد ماشینو که شستم آب رفته تو موتور تموم فیوز و شمع و..... رو آب گرفته و عمو امدادی در عجب بود که چطوری تا حالا رسیدم!!!

الان بشدت خوابم میاد اما منتظرم!!منتظره چی و کی به خودم مربوطه!اه فضولا!!مگه خودتون ناموس نیستین؟

دوستان از نظراته شما در مورده کافه ها ممنونم و حتما میرم همشون رو میبینم!

پ.ن:شدم چوب 2سر طلا!

پ.ن:اه چقدر بدم میاد از زندگی هر کاری کنی هر طرفی بری آخرش یه گندی بهت میزنه حاله خوبه آدمو میگیره!

سینا

نمیدونم چرا دارم یه پسته دیگه میزارم اونم توی کمتر از 4ساعت اما خوب چاردیواری اختیاری!!!(من به دموکراسی اعتقاد دارم اما توی شخصیت و رفتار و پس زمینه ی همه ی ما ایرانی ها یه دیکتاتور کوچولو هست!که اگه جاشو پیدا کنه میریزه بیرون!)

من دوست دارم یه کافه پیدا کنم پاتوق کنم!!بشدت و حریصانه دارم دنبالش میکنم که یه کافه که نزدیک خونمون باشه پیدا کنم و کم متفاوت تر از جاهایی که رفتم و دیدم!

مولود یه کافه پیدا کرده کافه پراگ نزدیکه میدونه ولیعصره توی بلوار کشاورز!عکساشو دیدم طلبه شدم برم ببینم چطوره!این بچه نصفه منه اما جاهایی رفته که من نرفتم!

الان نشستم دارم عین خوره ها توی گوگل سرچ میکنم!هیچی نیست!من یه کافه با حال میخوام!

دوستان اگه میشناسین بگید که من گرفتاره حسای نوستالژیک پیدا کردم!!!

پ.ن:قالب جدیده چطوره خوبه؟

سینا موسوی

شادیه گسترده در ایالات غربی!

به جهته نو شدن سال و حسه تغییری که بعد از شروع ساله جدید گریبان گیر من شده!و اینکه خونه رو اینجا تکون ندادیم!چون احتمال ریزش داشت(چون کار من از بنیان خرابه!)قالبو عوض کردم!دسته گل آبجی خانوم درد نکنه که اگه آدرسه بلاگه دوستش رو نمیداد من پیدا نمیکردم این سایت پرشین رو!

امام حسین و خدا و امام رضا کلا و جمیعا طلبیدن که یه سفر 4روزه برم به ایالات غربی کشور و به کرمانشاهان برم!الان زنگ زدن برای وروده من به این خطه ی شهیدپرور مردم به خیابان ها ریخته و به شادی و سرور پرداختن!شیرینی فروشی ها بر اثر هجوم مردم خالی شده و یکسری به غارت رفته!و دچار عجز شدن!

همین دیگه!بعدا کامل میکنم پستو!

سینا موسوی!

ماموت وامکاناته جدید بلاگ فا!در ساله جدید

سال نو شد!اما جونه خودش!!کجا نو شد؟هوا که عین بنز سرد شده!چند روز پیش بود که نشسته بودم تو اتاقم و یه حاله اساسی به تمام همسایه هامون که به صورته کاملا بی منطق اصرار داشتن فن کوئل ها رو روشن بزاریم دادم!هر چی فحش و ناسزا از دورانه طفولیت یاد گرفته بودم بهشون دادم!خوب حق هم داشتم!با یه رکابی نشسته بودم و از گرما له له میزدم!به زحمت شیره اصلیه فن کوئل رو خاموش کردم و در این راه 3دفعه دستم سوخت!در این حین چندتا دیگه بی ادبی کردم به روح اموات همسایه ها!بعد هم رفتم کولر کوچولوم رو آوردم روشن کردم و حسه اینکه در سواحل میامی نشستم بهم دست داد!و در حین این لذت بردن از هوا!!شربت آبلیمویی درست کرده بودم که جیگرم خنک بشه سر میکشیدم سرخوشانه به این فکر کردم که همچی آرومه من چقدر خوشبختم!

اما زهی خیال باطل!دیشب پنجره رو باز گذاشتم و کولر رو هم روشن و رفتم زیره لحاف کتاب خوندم و کم کم خوابم برد!صبح بیدار شدم سیر خواب 9ساعت خوابیده بودم!!سرمو تکون دادم یه چیزی گفت شتلق!دستمو تکون دادم یه چیزه دیگه گفت شتلق شتلق!خواستم پلک بزنم دیدم پلکم تکون نمیخوره بیخیال شدم!به هر زحمتی بود از زیره لحاف اومدم بیرون یه هه کردم در کمال تعجب دیدم از دهانه مبارکم بخار میزنه بیرون!و اون شتلق هایی که شنیدم اعضای خشک شده ی بدن اینجانب بوده که بر اثر سرما به یک جسم یخی تبدیل شده!کولر دوست داشتنی من هم بر اثر سرما قندیل بسته!همون موقع رو به قبله زانو زدم و از خدای خودم بخاطره اینکه چند دقیقه قبل از یخ زدنم منو از خواب بیدار کرده تشکر کردم و دعای شکر بجا آوردم!اگه بیدار نمیشدم بعد از تعطیلات روزنامه ها تیتر میزدن جسده یه ماموته نر که از دورانه یخ بندان سالم مونده بود در خرابه های اکباتان پیدا شد!!(خرابه رو همین جوری ریخت بیرون گفتم!عمر بلوک های ما 100سالس!مدرک هم دارم!کلا اکباتان چون نگینی است در انگشتر و درخشانه در تهران!!!!!:دی)

با یه جست که از من بعید بود و میتونستم با این پرش رکورد المپیک رو بزنم پریدم به سمته کمد لباسی!درش رو که باز کردم دوباره پرت شدم به همون جایی که بودم!و تازه به نکته ایی که مامانم همیشه بهم یادآوری میکنه یعنی اینکه بچه مرتب باش رسیدم!چون دره کمد باز شدن همانا و پاشیدن محتویات داخله کمد همانا!این شعار رو هم میخوام تتو کنم که نظم بهترین چیزه!کمدم مثل کمد آقای هوپی بود و پیدا کردن لباس گرم کاری بس سخت ومشکل!(چون در حده ابسیلون فکر نمیکردم سرد بشه هوا تمام لباس گرم هارو مچاله و به ته این کمد هوپی انداختم!)با هر جان کندنی بود لباس رو پیدا کردم و رفتم که فن کوئل رو روشن کنم شاید گرم شه!اما زهی خیال باطل!باده سرد میده!!یه دفعه یه دونه از این لامپ بالای سرم روشن شد یادم اومد که شیره گرم فن رو بستم!به زحمت رفتم دوباره شیرو باز کنم دیدم بله مبارکه!!شیرو دفعه ی قبل بد بستم حالا موقع باز کردن کند!!حالا من موندم و حوضه یخ زدم!!

یه سیر و سیاحت هم در سایت بلاگفا کردم دیدم یه امکانه باحال داره که با برنامه ورد میشه مستقیما آپ کرد که مایه مسرت اینجانب شد!

پ.ن:از همسایه های محترم که چند روزه گذشته از 8نسل قبل به الان فامیل هاشون رو آوردم جلو چشاشون معذرت میخوام!

پ.ن:الان یه پتو پیچیدم به خودم و دستکش دستم کردم و دارم توی قطب جنوب نه ببخشید تو اتاقم این مطلبو تایپ میکنم!و کلا سرده!اتاقم شده قطب بقیه خونه گرم استوایی!این انصافه من برم رو کاناپه ی حال بخوابم؟باید از تولید کننده ی شیره فن شکایت کنم که جنسشون رو بد ساختن!به نظرتون چقدر غرامت بگیرم؟

پ.ن:این اراجیف بر اثر سرما زد به کله ی بنده!جدی نگیرید!

پ.ن:منم از این ماسکا که همش میخندن میخوام از اونا که تو میرا بود

سینا موسوی!