سال نو شد!اما جونه خودش!!کجا نو شد؟هوا که عین بنز سرد شده!چند روز پیش بود که نشسته بودم تو اتاقم و یه حاله اساسی به تمام همسایه هامون که به صورته کاملا بی منطق اصرار داشتن فن کوئل ها رو روشن بزاریم دادم!هر چی فحش و ناسزا از دورانه طفولیت یاد گرفته بودم بهشون دادم!خوب حق هم داشتم!با یه رکابی نشسته بودم و از گرما له له میزدم!به زحمت شیره اصلیه فن کوئل رو خاموش کردم و در این راه 3دفعه دستم سوخت!در این حین چندتا دیگه بی ادبی کردم به روح اموات همسایه ها!بعد هم رفتم کولر کوچولوم رو آوردم روشن کردم و حسه اینکه در سواحل میامی نشستم بهم دست داد!و در حین این لذت بردن از هوا!!شربت آبلیمویی درست کرده بودم که جیگرم خنک بشه سر میکشیدم سرخوشانه به این فکر کردم که همچی آرومه من چقدر خوشبختم!

اما زهی خیال باطل!دیشب پنجره رو باز گذاشتم و کولر رو هم روشن و رفتم زیره لحاف کتاب خوندم و کم کم خوابم برد!صبح بیدار شدم سیر خواب 9ساعت خوابیده بودم!!سرمو تکون دادم یه چیزی گفت شتلق!دستمو تکون دادم یه چیزه دیگه گفت شتلق شتلق!خواستم پلک بزنم دیدم پلکم تکون نمیخوره بیخیال شدم!به هر زحمتی بود از زیره لحاف اومدم بیرون یه هه کردم در کمال تعجب دیدم از دهانه مبارکم بخار میزنه بیرون!و اون شتلق هایی که شنیدم اعضای خشک شده ی بدن اینجانب بوده که بر اثر سرما به یک جسم یخی تبدیل شده!کولر دوست داشتنی من هم بر اثر سرما قندیل بسته!همون موقع رو به قبله زانو زدم و از خدای خودم بخاطره اینکه چند دقیقه قبل از یخ زدنم منو از خواب بیدار کرده تشکر کردم و دعای شکر بجا آوردم!اگه بیدار نمیشدم بعد از تعطیلات روزنامه ها تیتر میزدن جسده یه ماموته نر که از دورانه یخ بندان سالم مونده بود در خرابه های اکباتان پیدا شد!!(خرابه رو همین جوری ریخت بیرون گفتم!عمر بلوک های ما 100سالس!مدرک هم دارم!کلا اکباتان چون نگینی است در انگشتر و درخشانه در تهران!!!!!:دی)

با یه جست که از من بعید بود و میتونستم با این پرش رکورد المپیک رو بزنم پریدم به سمته کمد لباسی!درش رو که باز کردم دوباره پرت شدم به همون جایی که بودم!و تازه به نکته ایی که مامانم همیشه بهم یادآوری میکنه یعنی اینکه بچه مرتب باش رسیدم!چون دره کمد باز شدن همانا و پاشیدن محتویات داخله کمد همانا!این شعار رو هم میخوام تتو کنم که نظم بهترین چیزه!کمدم مثل کمد آقای هوپی بود و پیدا کردن لباس گرم کاری بس سخت ومشکل!(چون در حده ابسیلون فکر نمیکردم سرد بشه هوا تمام لباس گرم هارو مچاله و به ته این کمد هوپی انداختم!)با هر جان کندنی بود لباس رو پیدا کردم و رفتم که فن کوئل رو روشن کنم شاید گرم شه!اما زهی خیال باطل!باده سرد میده!!یه دفعه یه دونه از این لامپ بالای سرم روشن شد یادم اومد که شیره گرم فن رو بستم!به زحمت رفتم دوباره شیرو باز کنم دیدم بله مبارکه!!شیرو دفعه ی قبل بد بستم حالا موقع باز کردن کند!!حالا من موندم و حوضه یخ زدم!!

یه سیر و سیاحت هم در سایت بلاگفا کردم دیدم یه امکانه باحال داره که با برنامه ورد میشه مستقیما آپ کرد که مایه مسرت اینجانب شد!

پ.ن:از همسایه های محترم که چند روزه گذشته از 8نسل قبل به الان فامیل هاشون رو آوردم جلو چشاشون معذرت میخوام!

پ.ن:الان یه پتو پیچیدم به خودم و دستکش دستم کردم و دارم توی قطب جنوب نه ببخشید تو اتاقم این مطلبو تایپ میکنم!و کلا سرده!اتاقم شده قطب بقیه خونه گرم استوایی!این انصافه من برم رو کاناپه ی حال بخوابم؟باید از تولید کننده ی شیره فن شکایت کنم که جنسشون رو بد ساختن!به نظرتون چقدر غرامت بگیرم؟

پ.ن:این اراجیف بر اثر سرما زد به کله ی بنده!جدی نگیرید!

پ.ن:منم از این ماسکا که همش میخندن میخوام از اونا که تو میرا بود

سینا موسوی!